4 дня назад
در دوم اصلا دیواری نیست! به نظر می رسد که یک کلیک بیت است، اما این یک حقیقت فنی است. یک نقشه Doom یک خط مسطح ا
در دوم اصلا دیواری نیست!
به نظر می رسد که یک کلیک بیت است، اما این یک حقیقت فنی است. یک نقشه Doom یک خط مسطح است که به طور دقیق از بالا دیده می شود. یک دیوار در سطح فقط یک خط در مرز بخش است: یک خط ضخامت صفر که دو طرف با بافت و هیچ چیز بین آنها وجود دارد. اما آیا درب در عمق است؟ این توهم است. بین دو اتاق یک بخش دیگر کوچک است که اندازه اش با سوراخ است.
در Wolfenstein 3D و آن یک سال و نیم قدیمی تر است همه چیز برعکس بود: دیوار یک سلول کامل است. یک نقشه شبکه 64 به 64 است، و دیوار مربع را به طور کامل می گیرد، مانند یک کوبک در کنسکتور. بنابراین تمام گوشه ها راست هستند و ارتفاع یک به سطح ریکاستینگ اینقدر آسان است که در هر آهن در سال 1992 پرواز می کند.
Doom کوبیک ها را از بین برد و آزاد شد: هر گوشه ای، هر ارتفاعی، هر پله ای. اما با این محدودیت معروف پرداخت کرد که یک اتاق بالای یک اتاق ساخته نشود. این یک نقطه است: هر نقطه ای از نقشه متعلق به یک بخش است. یک پل که می توان از آن عبور کرد. هیچ وجه نیست. نقشه سازان برای سال ها این گونه ترفند هایی را با قطعات تقلید کرده اند.
و این ایده را به شکل دیگری تغییر داد: سطح ساخته نمی شود، بلکه قطع می شود. جهان به طور پیش فرض یک سنگ سنگ گسترده بی پایان است و شما در آن یک غار را سوراخ می کنید. من این نگاه را خیلی دوست دارم. این به طرز بسیار دقیق روحیه شوترهای آن زمان را نشان می دهد: سطح آنها یک ساختمان نیست، بلکه یک لابرینتی است که در صخره سوراخ شده است. اما این دیوارها نیز خطوط باقی مانده اند.
کوک، سنگ را به ضخامت واقعی تبدیل کرد. سطح را از اینطوری جمع می کنند: سنگ بروش، یک بلوک کامل از سنگ است که شش شاخه دارد و حجم واقعی دارد. دو بلوک در کنار هم است و بین آن ها یک زاویه وجود دارد. دیوار یک قطعه واقعی از ماده است: برای اولین بار در آن یک لبه و یک لبه وجود دارد، این یک انقلاب است! اما این واقعاً یک کار بزرگ است. این ایده ۳۰ سال است و سطح در آن جمع می شود تا کنون.
این چیزی بود که یادم آمد در پوستم احساسش کردم: در اوقات فراغت من یک بازی کوچک را در روح King's Field انجام می دهم، و دیوارها در آن جا به طرز ذهنی طراحی شده اند (مطالعه نکنید چرا) هر دیواری یک بلوک نیست، بلکه یک ورق فلیتی است که در مرز سلول قرار گرفته است. تنها یک طرف روی آن نقاشی می شود، هیچ نقاشی وجود ندارد. تا زمانی که پشت یک ورق کامل سنگ وجود دارد، هیچ نقاشی وجود ندارد: این نقاشی را نمی توان دید. اما اگر اشتباه کرد و آن را پشت آن گذاشت یا نه یک سنگ است، اما حرکت باز دیواری رویافتی پیدا می کند: از یک طرف شبیه به واقعی است و از طرف دیگر شبیه به آن نیست. و تا زمانی که به مکان های پیچیده نگاه می کنید، چنین چیزی را نمی بینید.