28.02.2026 11:12
من دموی The Eternal Life of Goldman را بازی کردم - به نظر می رسد آنچه که دیدم بیش از حد از انتظارات من فاصله د
من دموی The Eternal Life of Goldman را بازی کردم - به نظر می رسد آنچه که دیدم بیش از حد از انتظارات من فاصله داشت.
اما من انتظار داشتم که بین ایندیانا جونز و داکتیلز یک حد وسط باشد - این برداشتی بود که از سبک بصری و موادی که قبلا دیده بودم دریافت کردم.و آنها اینجا هستند!و کمی از «شنل سیاه» با «دندی» و دیگر ژانرهای تظاهر به شوالیه هالو، که توسعهدهندگان به وضوح به آن اهمیتی نمیدهند.
تقریباً هیچ سؤالی در مورد جنبه فنی The Eternal Life of Goldman وجود ندارد.کار برجسته است انیمیشن هنری و استاپ موشن جادویی است.انفجار رنگ و طرح های عجیب و غریب.توصیف این که مکان ها چقدر دقیق و زنده هستند غیرممکن است.درست است، گاهی اوقات این باعث می شود که آن را بیش از حد "پر سر و صدا" کند - با پرش در تست های دشوار تداخل می کند.و بنابراین پلتفرمینگ در حد اعتدال واضح و هاردکور است، البته با ذخایری برای سوزاندن.همیشه خوب بازی میکنه
اما توسعهدهندگان نمیتوانستند فقط یک ماجراجویی روشن بسازند که به پلتفرمرهای مورد علاقه دوران کودکی ما ادای احترام کند.جدی نیست.همه می خواهند اظهاراتی را برای حک شدن در ابدیت و روندهای فعلی بیان کنند.بنابراین، تا آنجا که من متوجه شدم، هر اتفاقی که روی پرده می افتد در واقع یک داستان بداهه است که یک مادر برای پسر بسیار بیمار خود در بیمارستان تعریف می کند.تا او را از عوارض جانبی ناخوشایند داروهای قوی منحرف کند.برای اینکه آن را دشوار و شبیه بزرگسالان کنیم - حتی سونی هم نمی تواند این کار را انجام دهد.
در طول مسیر، گاهی اوقات مادر و فرزند دیالوگ های پس زمینه ای دارند.گاهی اوقات از طریق یک ابزار روایی مورد انتظار اما مؤثر، به چرخش های ناگهانی در گیم پلی منجر می شوند و رویدادهایی را خلق می کنند.و گاهی اوقات فقط در مورد اینکه عقیم سازی چیست صحبت می شود.مادر نمی تواند کلماتی برای توضیح چنین اصطلاح بزرگسالی پیدا کند، اما کودک می گوید: "آیا این زمانی است که آنها بچه ها را نمی خواهند تا زندگی آنها را خراب نکنند؟ یادت باشد، یک بار به من گفتی..." و نوعی نزاع تلخ ناهنجار شروع می شود، مزخرفات افسردگی روزمره با پس زمینه ای غم انگیز.و شما با گیم پد در حالت ناهنجار بیشتری می نشینید.انگار برای بازی کردن به دیدن یکی از دوستانش در سگا آمده اید و مادرش به خاطر چیزی که جلوی شما بود شروع به سرزنش شدید شما کرد.
و در بازی، برای من کاملاً ناگهانی، ظلم بدبینانه و گاهی بسیار گرافیکی زیادی وجود دارد - به خصوص به دلایلی نسبت به حیوانات.در اینجا همه به طور مرتب رنج می برند، رنج می برند، از درد ناله می کنند و می میرند - و ما اغلب شرکت می کنیم.همه چیز حتی در یک جشن آتش بازی کودکان شروع می شود، جایی که مشکلی پیش آمد و همه چیز سوخت - همراه با بچه ها.طرفها و دیالوگها - و اصولاً دیالوگهای زیادی در زندگی ابدی گلدمن وجود دارد - در مورد همه اینها هستند: در مورد تشییع جنازه، در مورد شدت گناه برای چنین حادثهای... خب، بچهها، نمیدانم.اما نه بازی آگوشا.
در نتیجه بازی را با یک احساس بسیار عجیب و تاریک ناراحت کننده و ابروهای اخم کرده بستم.مثل اینکه من یک سری بازی نفرت بازی کرده ام.احساس ایجاد می شود، اما آیا من به آن نیاز دارم؟آیا اگر از قبل می دانستم چه چیزی در انتظارم است تأثیر متفاوتی خواهد داشت؟شاید من فقط سعی نمی کنم.میدانم که این نظر به سختی محبوبیتی ندارد، و افراد فوقالعادهای در Weappy کار میکنند، که حتی برخی از آنها را میشناسم، اما من این احساس را دارم.و بسیار زیبا کشیده شده است